{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کامبکم 💙

زندگی من جادویی بود و فانتزی به نظر می رسید 💞
من یه سوراخ توی دیوار با یک تشک داشتم💟
جالبه که وقتی می خوایش یهویی بدست میاریش 💛
و میفهمی طلایی که داشتی پلاستیکیه 💗
هر روز و هر شب 🌇🌃
به گذشته من و تو فکر می کردم 💚
هر روز و هر شب 🌇🌃
من تمام روز زندگی سعی کردم 💙
که درست باشم و درست بنظر برسم 💜
حمایت ؟ 💖
دیدگاه ها (۲)

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁵﴿ویو تهیونگ﴾بعضی آدم‌ها...بدون اینکه ب...

داستان کودکانه «سنجاب کوچولو و گردویِ طلايي» به نویسندگی رزی...

داستان کودکانه «نیکی کوچولو و قلب مهربان» به نویسندگی رزیتا ...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود. هوسوک با کلافگی در پذیرایی قدم می...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ (Last Part)صبح روز بعد، نور...

پشتِ دیوارِ سردتدو هفته گذشته بود.دو هفته‌ای که توی اون، من ...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³ویو میکا_____همان شب، ا...

پارت دوم جنگ میان قلب و مغز

شاهکاری به نام دروغ

چون دنبال کننده ها 20 نفر شدن ایندفعه رو زیر شرط میزنم و دو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط