پارت ۵ فیک درخت بید

پارت ۵ فیک درخت بید

پارت ۵ فیک درخت بید
هیجان زده بودم که با حرفی که مادرم زد خندم محو شد
م.ا : دخترم ات قرار که عروس بشه کیم ها ( بچه ها در اصل کوک پسر عمو خوانده ات هست و تهیونگ پسر عموی واقعی ات هست پدر کوک وقتی بچه بوده به سرپرستی خوانواده کیم گرفته شده )
م.ا : قراره که ات من با تهیونگ ازدواج کنه البته نه الان بلکه وقتی ۱۷ سالش شد
ات ویو
صورتمو جمع کردم و صاف وایسادم و با حالت جدی و اصبانی بلند جلوی همه گفتم
ات : من نمیخوامممم با تهیونگ ازدواج کنم من دوسش ندارم چرا زور میگید من کس دیگه ای رو دوست دارم
راوی *
ات با جدیت تمام حرف هاش رو زد و با قدم های محکم و سریع رفت و رو به روی کوک وایساد و اروم جوری که فقط کوک بشنوه گفت دوست دارم جئون
کوک ویو
ات اومد و جلوم وایساد و گفت دوست دارم جئون و بعد رفت رو پنجه هاش تا هم قد من بشه و لب های منو بوسید تو شک بودم انگار دنیا رو بهم دادن
ات ویو
بعد از اینکه کوک رو بوسیدم روبروش وایسادم و به مادرم از دور نگاه کردم که گوله اتیش بود و گفتم
ات: مامان . من بهت گفته بودم به کسی که دوسش ندارم زندگی نمیکنم ولی تو باور نکردی
وقتی اینو گفتم احساس کردم تو هوا معلق شدم و .........
دیدگاه ها (۱۹)

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

#میکاپ_آرتیست_من

رمان :«استاد من»پارت «اخر»(تابع قوانین ویسگون)ویو «ا/ت»با کا...

نام = مهمونی خطرناک ژانر =مافیایی / عاشقانهافراد = کیم ات / ...

چند پارتی جونگ کوک دعواییسلام من ات هستم ۲ ساله با کوک ازدوا...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

THE FIRST KISSPART: 8بعد از حرفم سکوت کرد دوباره به سمت خونه...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

ازدواج اجباری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط