{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝓗𝓸𝓶𝓸𝓼𝓮𝔁𝓾𝓪𝓵𝓲𝓽𝔂 𝓲𝓼 𝓷𝓸𝓽 𝓪 𝓬𝓻𝓲𝓶𝓮

% تنگیه نفس
∆ هیونگا فرار کنین زودددد
سربازای قصر دنبالشون بودن لباساشون قرمز چرکی بود که روی زمین کشیده میشد دنبال جین میدوییدن تهیونگ یونا رو کشید کنار همون لحظه یه تیر خورد همون جایی که یونا بود
+(فک وی تا بناگوش خویش باز است)
` رسیدیم بدویین
رسیده بودن به جنگل یه خونه ی جنگلی بزرگ
∆ نامجون شییییییی
~یونگیییی هیونگ
بردار خودشو به آغوش کشید
جین تازه رسیده بود
`نامجون بدو بدو جه هی افتاده تو رودخونههه
قلب یونگی ریخت برای یه لحظه جه هی رو فراموش کرده بود
~ بذارش رو تخت
بدن بی جونشو گذاشت رو تخت
( راستی یادم رفت الان تو این خونه فقط یونگی و تهیونگو جینو نانجونو جه هین بقیه رو بردن یه جا دیگه)
~ بیماریش چیه؟
`∆%تنگیه نفس
~فعلا حالش خوبه ببینیم تا بعدا
شب :
یونگی کنار دخترک دراز کشیده بود قلبش داشت زجر میکشید کم کم خوابش برد ولی نزدیکای دم دمای صبح با صدای خیلی بدی از خواب بیدار شد .......
20 تا لایک
دیدگاه ها (۰)

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟤𝟧 دراز کشیده بودن، روی تخت یونگی، ک...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁸نور خورشید از لای پرده ها به صورتش می...

🌹 My Dream 🌹Part ²²ایزابل 🌹 یونگی...یونگی...یونگی...یونگی بل...

پارت ۵(بعد از اینکه جونگ کوک یونا رو بیهوش میکنه یونا رو به ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴یک هفته بعد...رینا توی ...

ادامه سناریو

......پارت نوزدهم......

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁰یک ماه بعد...رینا گرد...

پارت سوم رمانمون جینگولا حمایت شم لطفا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط