{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑝𝑎𝑟𝑡7

𝑝𝑎𝑟𝑡7
اسم فیک:𝑙𝑖𝑠𝑎 𝑎𝑛𝑑 𝑗𝑢𝑛𝑔 𝑘𝑜𝑜𝑘 𝑖 𝑙𝑜𝑣𝑒 𝑦𝑜𝑢

ویو جونگ کوک:
وقتی رسیدیم دم در عمارت متوجه شدم لیسا خوابه خیلی ناز بود پدرش خیلی خبیس بود براید استایل بغلش کردم لباساش رو عوض کردم یه لباس راحتی تنش کردم و بعد گذاشتمش رو تختم بعد لباسای خودم رو عوض کردم رفتم جلوی تلویزیون یه فیلم اکشن گذاشتم و سیگار کشیدم دوازده پیک خوردم خیلی مست بودم فهمیدم لیسا هم بیدار شده رفتم سمتش که





ادامه دارد .........
دیدگاه ها (۰)

رومان عشق پنهانی (پارت1)

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

رمان:( تا وقتی که عاشقت شدم )

پارت 7خندیدم و گفتم نارا: ممنونقلبم شروع کرده بود به تند تند...

رمان عشق ممنوع

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط