{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به آرامی صدایت را به فراموشی می سپارم

‌هیچ وقت متصور آن نبودم که عشق صدا داشته باشد
‌تا هنگامی که تو با من حرف زدی
‌هیچ وقت به آن نمی اندیشیدم که نام من خاص باشد
‌تا هنگامی که تو صدایم کردی
زمان گذشته است، صدایت دور به نظر می‌رسد
جهان صداهای زیادی داشت،
اما هیچ‌کدام مثل تو نبود.
اما به آرامی صدایت را به فراموشی می سپارم

{به خاطر دارم او به من گفت صدا ها نخستین چیزیست که آدم ها از هم فراموش می کنند و من به خاطر دارم که چگونه حریصانه خواستار آن بودم که صدایت را نطق به نطق حفظ کنم اما حالا جز نه و چهل دقیقه صدایت هیچ چیز ندارم نیلوفرم}

#تراپی #آرامش #ادیت #مود #علاقه
#سناریو #من #زیبایی #حقیقت #گذر
#طبیعت #استعاره #کافکا #نصیحت
#خیال #کتابخانه #کتاب #رمان #تیک_تاک
#انیمه #تهکوک #کیدراما
دیدگاه ها (۰)

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و یکــم سـی...

پارت ۱۶ — حرفی که بالاخره گفته شدعصر آرامی بود. نیلسو و جونگ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

جونگ‌کوک عزیز،امروز، اول سپتامبر، روزی است که جهان یک هدیه گ...

پارت ۵۲ — سال‌هایی که نگذشتندچندین سال از آن روز گذشته بود.ه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت هفتمکوک دوید.نه آن‌قدر که صدای ...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒بخش دوم | چیزی که دیگر نمی‌شود پنهانش کردچند هفته ا...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_10 فصل پنجم | ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط