{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏مدرسه كه ميرفتيم، هربار كه دفتر مشقمون رو جا ميذاشتيم

‏مدرسه كه ميرفتيم، هربار كه دفتر مشقمون رو جا ميذاشتيم
معلممون ميگفت: 'مواظب باش خودتو جا نذارى'
و ما ميخنديديم و فكر ميكرديم نميشه خودمونو جا بذاريم!
بزرگ كه شديم بارها و بارها يه قسمت از خودمون رو جاگذاشتيم؛
توى يه كافه، توی یه حرف ، توی یه خدافظی ، توى يه خيابون، توى يه خاطره...
دیدگاه ها (۱۸)

I can be myself with himPart⁹⁹گونه‌هام گل انداخت:-بلند شو..ا...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³پانزده سال بعد...رینا ب...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت دوم ۲

خلاصه لایو امروز تهیونگ در ویورس:🐻🐻 غذا خوردم. با اعضا غذای ...

part:۸

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۶۰نه به دیشب که از غ...

مدرسه كه ميرفتيم ، هربار كه دفتر مشقمون رو جا ميذاشتيم معلمم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط