مدرسه ه مرفتم
مدرسه كه ميرفتيم
هربار كه دفتر مشقمون رو جا ميذاشتيم
معلممون ميگفت "مواظب باش خودتو جا نذارى
و ما ميخنديديم و فكر ميكرديم
نميشه خودمونو جا بذاريم!
بزرگ كه شديم بارها و بارها يه قسمت از خودمون رو جاگذاشتيم؛
توى يه كافه،
توى يه خيابون،
توى يه خاطره...
هربار كه دفتر مشقمون رو جا ميذاشتيم
معلممون ميگفت "مواظب باش خودتو جا نذارى
و ما ميخنديديم و فكر ميكرديم
نميشه خودمونو جا بذاريم!
بزرگ كه شديم بارها و بارها يه قسمت از خودمون رو جاگذاشتيم؛
توى يه كافه،
توى يه خيابون،
توى يه خاطره...
- ۷.۲k
- ۰۷ آذر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط