{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رها💔 مرا به خاطر خواهی آورد، آنگاه که از یاد رفته ای...

رها💔 مرا به خاطر خواهی آورد، آنگاه که از یاد رفته ای...

گاهی باید رد شد باید گذشت
گاهی باید در اوج نیاز نخواست
گاهی باید کویر شد وبا همه ی تشنگی منت هیچ ابری رو نکشید
گاهی برای بودن باید محو شد باید نیست شد
#دل_شکسته
#نمیدانم_از_دلتنگی_عاشق_ترم_یا_از_عاشقی_دلتنگ_تر_فقط_میدانم_در_آغوش_منی_بی_آنکه_باشی

#به_گمانم_دنیا_در_نهایت_همه_را_به_یک_جا_میرساند_به_سکوت_به_تماشا_به_فاصله_ای_امن_از_هیاهوی_آدمها
دیدگاه ها (۵)

رها💔 ویک روز من خفته در تابوت سردو تاریک بر دوش کسانی که شای...

دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را. بی‌نیاز از دلیل، بی‌انت...

★دوست بچگی...p⁵یکسال از ندیدن نامجون می‌گذشت...اولش خیلی سخت...

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

فصل دوم : جمله ای جبران ناپذیر زنگ ورزش که خورد، همه با سروص...

My lovely neighbor part : 61

Novel panleo ♡ #part⁶³ ♡『 leoreza 』نگاه عاجزانه اش رو بهم دو...

وقتی یادت رفت مرا دوست داشتی...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

پارت ۵۲ — سال‌هایی که نگذشتندچندین سال از آن روز گذشته بود.ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط