ساعتعاشقی

🍃🇮🇷

🍃🇮🇷
#ساعت_عاشقی

بی هوا یادِ تو افتاد دلم، گفتم آه
هم عمو بودی و هم یِکِه علمدارِ سپاه



۰۱:۲۰


#به_یاد_فرمانده
#به_یاد_حاج_قاسم



┄┅┅❅🇮🇷❅┅┅┄
#بنات_المهدی
https://eitaa.com/joinchat/3245080820Cd662284f32
🍃✨️
══°✦ ❃ ✦°══
دیدگاه ها (۰)

گفت آخ آخ دلا از دست تنهایی به جونُم، گفتم منکه همه‌ی درونم ...

رفتار سرد

پارت سیزدهم کوک. دیدم ات خوشکش زده که گفتم خوب شده بهم میاد ...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

KIM V

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

پارت ۱۸ — آخرین روز دانشگاه 🎓🌸روز فارغ‌التحصیلی بالاخره از ر...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت ۲۳ (پایان): سقوطِ امپراتوری ...

✨ **عشق سلطنتی ✨ پارت ۱۲**(روز اردو - جنگل سرسبز و خوش‌منظره...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط