{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچها یه موضوع مهم اون شخص ناشناسی که میگفتم یادم رفته بود

بچها یه موضوع مهم اون شخص ناشناسی که میگفتم یادم رفته بود ویرایشش کنم و خوانوادش گی هستن🦋

ویو تهیونگ
سوار شدیم به سمت بار رفتیم(مهمونی توی بار برگزار میشه) توی مسیر سکوت بود و هرفی بینمون رد و بدل نشد وقتی رسیدیم بار رفتیم داخل جونگ کوک بینیشو گرفته بود. صورتش جمع شده بود نمیدونم چرا یه لحظه واسه کیوتیش میخواستم بمیرم با چشم دنبال اعضا گشتم که دیدمشون رفتیم پیششون

جیمین: به به خوبه بالاخره تشریف آوردین معرفی نمیکنی؟
تهیونگ:دوست پسرمه
کوک: سلام من جئون جونگ کوکم
جیمین: او پس بالاخره یکی تونست مخ تهیونگ و بزنه منم جیمینم اینم نامزدم شوگاعه
نامجون: منم نامجونم اینم همسرم جینه
جیهوپ: منم هوسوکم جیهوپ صدام کن و با افتخار سینگل گروهم😂
همه زدن زیر خنده و جیهوپ رفت سخنرانی کنه

جیهوپ: از همگی ممنونم که تشریف آوردین و دعوتمو قبول کردید امروز ما یه زوج جدید داریم "کیم تهیونگ و دوست پسرش جئون جونگ کوک"

همه دست زدن و کوک و ته بلند شدن که چشم کوک به دو نفر افتاد.......
دیدگاه ها (۹)

تک پارتی، تهکوک | «قرار نبود عاشقت بشم»ساعت نزدیک دو نیمه‌شب...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.60(روایت از زبان ا.ت)بع...

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

یک شب، یک اشتباهساعت از یازده شب گذشته بود که رادین بالاخره ...

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁰ویو: جونگ کوکصبح با نور افتاب بی...

چند پارتی جونگ کوک (درخواستی)

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۱۴ | «فقط یک چیز دیگه!» 😂🛍...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط