{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به نام الهه‌ای که پر کشید...

به نام الهه‌ای که پر کشید...

الهه حسین‌نژاد دیگر در میان ما نیست...
دختری از دیار درد
که سهمش از زندگی، ناپدید شدن بود و خاموشی...
نه، او فقط «دختری گمشده» نبود؛
او تکه‌ای از رنج ما بود، بغضِ نگفته‌ی هزاران زن بی‌صدا
اون آغوش گرم برادر و خانواده اش بود.
الهه رفت...
بی‌آنکه فرصت زندگی کردن داشته باشد،
بی‌آنکه دنیا بفهمد چشمانش چقدر آرزو داشت.

ما، دختران این سرزمین،
با هر خبر از رفتن یکی مثل «او»،
کمی بیشتر می‌میریم...
کمی بیشتر خسته می‌شویم از جهانی که صدایمان را نمی‌شنود.
الهه جان...
تو رفتی، اما نامت فریاد خواهد شد.
تو خاموش شدی، اما خاطرت روشن می‌ماند...
در دل ما، در چشم ما، در فریاد ما،در وطن ما.

روحت شاد دختر ایران🖤
دیدگاه ها (۰)

گاهی بعضی چیزها فقط یک ظاهر نیستند؛پشت هر انتخاب، حرفی از با...

فصل دومپارت هجدهم | نزدیک‌تر از همیشه، دورتر از همیشهیک سال ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت نهم: پژواکِ سکوتِ سردسالنِ ق...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣5️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ چون احساس نداری...

𝓜𝔂 𝓹𝓲𝓷𝓴 --² ــ چرا همون حرفایی رو میزنی که می‌خوام بشنوم ؟ چ...

پارت ۲۸آماده‌سازی — آخرین تلاش برای نجاتهفته تمام، رزا با یک...

تکاپو پارت 101:باید بفهمم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...اولین پ...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

سوگندِ خون و برف» —“Oath of Blood and Snowتضادِ خشنِ دنیای م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط