به شوخی‌ بهش گفتم ناخدا چی شد که ماهیگیری رو کنار گذاشتی

به شوخی‌ بهش گفتم ناخدا چی شد که ماهیگیری رو کنار گذاشتی

به شوخی‌ بهش گفتم ناخدا چی شد که ماهیگیری رو کنار گذاشتی و مروارید صید میکنی ؟ یه پوزخندی زد و بهم گفت ،این دریا رو میبینی ؟ بیست سال‌پیش یه مروارید ازم گرفت . تا تموم مرواریداشو ازش نگیرم بیخیال نمیشم. مروارید اسم زنش بود.
دیدگاه ها (۱۰)

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۳۱سانیاردکتر اومد. دکتر رادمهر بود...

P³⁷The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

کپشن مهمه

بهار بدون تو

ادامه ای پارت دوم _ دنیای عجیب

پارت سوم معرفی کتاب وقتی که از ماه زاده شد 🎭برگشتم که اعلامی...

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

پارت ۳۱ یوجین:چی؟نه‌نه نه شیو:چته تو ؟یوجین:هیچی خب به من چه...

رمان اسیر خان پارت هفدهم ۱۷

کپشن مهمههه گل گلیاا🎀🐥عروسک من😈🔞پارت بیستچسبیدم بهش و ترسیده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط