{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کپشن مهمههه گل گلیاا🎀🐥

کپشن مهمههه گل گلیاا🎀🐥

عروسک من😈🔞

پارت بیست

چسبیدم بهش و ترسیده لب برچیدم

+نه نیککک

سرمو بوسید که بیشتر بهش چسبیدم بازوی گنده اشو
محاصره کرده بودم

سرهان لیوان مشروبش رو در دست داشت و نشست رو برومون

خندید و بهمون خیره شد

-نکنه قراره تا وقتی برسیم به ترکیه به چسبی بهش

+خوب میترسممم

چشمامو سفت بستم که نیک خندید

یه پلکمو باز کردم و به چهره خنددونش خیره شدم

+اووووف نیک میترسمم

قهقه ای زد و سرمو بوسید

سرهان به بیرون خیره شده بود منم چسبیده بودم
بهش اوووف مجبورم خوب از ارتفاع ترس دارم و از


آسانسور همین نمیدونم چند ساعت گذشت که
چشمام گرم خواب شد

اصلا دلم نمیخواست روی شونه بزرگ نیک خوابم
ببره

...

یه پلکه امو باز کردم دیدم توی ماشین و سرم روی
سینه نیک هستش

یهویی سرمو برداشتم و ازش فاصله گرفتم

+چرا بیدارم نکردیی

به بیردن خیره شدم که خندید

-خوب ناز خوابیده بودی خانومم

ایشی زیر لب گفتم و به خیابان های ترکیه خیره شدم
که دست گرمش روی دست سردم

چشمای سیاهم روی دستمون نشست
چقدر دست من ظریف بود

#رمان #عاشقانه #مافیایی

خوب اصلاااا نمیدونیدد قراره تو پارت های بعد
چه اتفاقاتی بیوفته 😂💅🏿
دیدگاه ها (۱۲)

کپشن مهمه🎀🤭عروسک من😈🔞پارت بیست و یک میخواستم دستمو عقب بکشم ...

کپشن مهمههه🐥🎀عروسک من😈🔞پارت نوزدهم "فرشته"موهای موج دارمو شا...

این پایینو ببین🤣🎀عروسک من😈🔞پارت هجدهم دستامو روی سپر سینه ا...

کپشنن مهمهه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت شانزدهماسلحه بود یهو نیک اومد تو...

کپشن مهمهههه🎀😂عروسک من😈🔞پارت پانزدهم بازومو ول کرد برگشتیم س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط