دربندر چشم های کبود تو

دربندر چشم های کبود تو...

دربندر چشم های کبود تو...
سنگ ها در شب سخن می‌گویند
در دفتر چشم های راز دارتو
کیست که هزاران ترانه نهفته است؟!
ای کاش من دریانوردی بودم
یا کسی بودمزورقی به من می داد
تاهرشب بادبان خویش رابرافرازم
در بندر چشمان کبود تو...(:
مخاطب.خاص.همسرم

#عاشقانه_ها
#عاشقانه_خاص
#عشق
#همسرم
#محسن_چاوشی
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه با مادر فاطمه زهرا

دريای شور انگيز چشمانت چه زيباست آن جا كه بايد #دل به دريا ز...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت اول :إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْل...

Part "69"☆ویو تهیونگ☆پشت میز چوبیِ غبارگرفته ایستادیم. کشوها...

با نامِ خدایی که زیبایی را در پوشش و شکوه را در وقار نهاده ا...

پارت ۲۲ — تهیونگ، نه! تو نمی‌تونی همین‌طوری—— می‌تونم.صدایش ...

‌در بندرِ چشم­‌های کبودِ توسنگ­‌ها در شب سخن می­‌گوینددر دفت...

در بندر آبی چشم ‌های تو در شب سنگ‌ ها سخن می‌گویند دردفتر ...

در بندر آبی چشم ‌های تو در شب سنگ‌ ها سخن می‌گویند دردفتر ...

حرفی میان ماچشم بسته حرفی میان ما می گذرد، ولی؛چشم های پینه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط