در بندر چشمهای کبود تو
در بندرِ چشمهای کبودِ تو
سنگها در شب سخن میگویند
در دفترِ چشمهای رازدارِ تو
کیست که هزاران ترانه نهفته است؟
ای کاش من دریانوردی بودم
یا کسی بود که زورقی به من میداد
تا هرشب بادبانِ خویش را برافرازم
در بندرِ چشمهای کبودِ تو،
فــــــsheybanـــــــؤاد
سنگها در شب سخن میگویند
در دفترِ چشمهای رازدارِ تو
کیست که هزاران ترانه نهفته است؟
ای کاش من دریانوردی بودم
یا کسی بود که زورقی به من میداد
تا هرشب بادبانِ خویش را برافرازم
در بندرِ چشمهای کبودِ تو،
فــــــsheybanـــــــؤاد
- ۲.۸k
- ۱۶ مهر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط