{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در بندر آبی چشم ‌های تو

در بندر آبی چشم ‌های تو

در شب سنگ‌ ها سخن می‌گویند

دردفتر چشم‌ های رازدار تو

چه کسی هزاران ترانه نهفته دارد؟

در بندر آبی چشم ‌های تو

شبیه کودکی بر صخره ‌ها می‌دوم

بوی دریا را استشمام می‌کنم

و خسته همچون گنجشکی باز می ‌گردم

در بندر آبی چشم‌ های تو

رویای دریا و دریاها را می ‌بینم

و میلیون‌ ها ماه و مروارید

و زنبق را صید می ‌کنم ....
دیدگاه ها (۴)

وقتی آدم یک نفر رو دوست داشته باشه بیشتر تنهاست چون به هیچکس...

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت که جانم در جوانی سوخ...

من....؟ چه دو حرفی وسوسه انگیزیست..... این من......! نه زیبا...

گاهی باید یه نقطه بزاری. . . باز شروع کنی. . . باز بخنندی....

تصورت زیباست،چنان که خیالِ فرشته‌ایدر مهِ سپیدِ آسمان.بر ابر...

پارت ۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط