{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌸💚#سرمست‌از‌عطرِ‌بهار💚🌸

🌸💚#سرمست‌از‌عطرِ‌بهار💚🌸



اگر #دستم می رسید ...
شیرین ترین #خنده‌ها را می دوختم گوشه ی لب هایت
سرزندگی یک #دشت‌شقایق را
به چشمانت
#هدیه می دادم
اگر دستم می رسید
راحتی را به #خیالت می دادم 
خوشی را به دلت،
#خوشبختی را  میخ می کردم به دیوار روزگارت و
سرتا پای تنت را غرقِ #سلامتی می کردم
اگر دستم می رسید ...
به #دستهایت ، گرمای دست هایی که دوستشان داری را هدیه میکردم
و به #قلبت عشق را...
آه.
#ماهِ دیوانه ی من...
برای دست هایم دعا کن
این روزها،
عجیب #میل رسیدن دارند...✍️📸


#آذین_قانع



#عشقولوژی


#نگاشــــــته‌شده‌در: ۱۴۰۴/۰۲/۱۸

۲۲:۱۵⏰️


💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا⌋
دیدگاه ها (۳۷)

### پارت اول: عطر قهوه و آرامشِ صبحگاهی نورِ کمرنگِ خورشید ا...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁹دستش رو به سمتم دراز کرد._بیا..صدای ...

پارت: 32 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد، در حالی که یه...

مهمونی پارت آخر

Destiny part 13

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ ۱۵ لایک✅ ۲۰ کامنت...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

پارت پنجم: پچ‌پچِ نجاتتاریکیِ اون اتاق، مثلِ یه هیولایِ بزرگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط