میگماااا

میگماااا

دیگه سر اومده صبرم
شیطونه میگه باز پخت و پز کنم؛ چمیدونم شاید بجای فشار رو کاغذ وقت نوشتن؛ فقط فرو کنم، هی و هی و هی شلپ شلپ شلپ....
این قلم رو فرو کنم هرجای هرکی که هرچی گفت حالا باز هی عمداََ پا ها رو بمالید به دمم
دیدگاه ها (۷)

منابع لبنانی: همه کسانی که در تونل‌ها بودند، کشته شدند.و هر ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 35 توی ماشین سکوتی ک...

تعداد کامنت ها خیلی توی پست قبل زیاد شد و بهم ربختن چون توی ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

Part 18

part : 49chapter : 2روی صندلی نشستم+ هی کورال^^ عه چند بار ب...

پارت ۲۶یک روز بعد از اون شبِ وحشتناک ، جو خونه سنگین‌تر از ه...

🌸 پارت 27 — ویو آت 🌸فردا صبح...از خواب بیدار شدم، لباس پوشید...

Part "74"☆ویو هانا☆ساعت ۳ صبح بود. عمارت توی سکوتی سنگین و خ...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط