{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خلاقیت آموزگار پایه اول

خلاقیت آموزگار پایه اول

صدای اذان که بلند شد، آموزگار کتاب را بست، قامت بست و رو به قبله ایستاد. نه تظاهر بود و نه تکلف.

حالا دیگر کلاس، فقط جای درس ریاضی و علوم نبود؛ محرابی است انسان پرور
آموزگار، بی‌آنکه سخنرانی کند، با عملش درس بندگی می داد
دیدگاه ها (۲)

فیک: بابای سخت گیر من — part 14[سوآ پشت سر کوک وارد اتاق مطا...

{استاده جدید}پارت دوم... ساعت از دوازده گذشته بود.ات هنوز رو...

Like Swan 🦢#like_swan#𝑃𝑇20ویو هویج:روز بعد، مدرسه مثل همیشه ...

پارت دوم | سفارشِ همیشگیروز بعد، جنگکوک برخلاف همیشه چند دقی...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p61وسط کتابخونه، ساعتی قدیمی آروم تیک‌تاک...

𝐓𝐡𝐞 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐎𝐟𝐟𝐢𝐜𝐞𝐫 𝐉𝐞𝐨𝐧Part²*سولا با خانم پارک خداحافظی می...

جدایی

خسف | قصه بیست و ششم: صحیفه سجادیه (بخش پایانی)

پارت اول: پشت‌بام، ساعت صفرباران ریز و تیزی روی آسفالت خیس ح...

𐙚 پارت ⁴ | ویو نامرامعلم عینکش رو کمی بالاتر داد و به سمت تخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط