{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا حالا جلو آینه وایسادی به خودت بگی؛

تا حالا جلو آینه وایسادی به خودت بگی؛
مرسی که صبح تا شب واسه هرچی که
خواستم دویدم و خسته نشدم؟
تا حالا شده جلو آینه دست بکشی
رو صورت خودت بگی منو ببخش واسه این
چشماى پف کرده که
نزاشتم خوب بخوابه!
شده موهاتو جلو آینه شونه میکنی،
به خودت بگی:
اگه کمتر بهت میرسم به دل نگیر!
تا حالا شده جلو آینه بشينی و بگی:
چقدر قشنگی؛
چقدر خنده هات حال منو خوب میکنه!
تا حالا شده تشکر کنی از این همه
قوی بودنت؟
پس تاآخرقوی بمون.
آفرین🥰👍🏻
#نبض_مانا
#انرژی_مثبت
دیدگاه ها (۰)

part 61تهیونگ ساندویچ آلینا رو نصف کرد که راحتر توی دستش جا ...

اسیر مافیا پارت ³سیاهی مطلق...ویو ا.ت بعد از اون دیگه چیزی ی...

[عمارت عشق]Part: 4لباس هومیکا بهم ریخته بود....نکنه دازای .....

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : fifteenترسیدم ... تنها چیزی که م...

.

dark life=23

رمان اسیر خان پارت ششم ۶

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

ددی مافیاپارت ۲________________________🌜🌕🌛__________________...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 44مینی ويواز دیدن لی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط