عشق یعنی به جهان با تومدارابکنم

💞💞💞💞💞💞💞

💞💞💞💞💞💞💞
عشق یعنی به جهان با تومدارابکنم
زندگی را به نفس های تو سر پابکنم

لحظه را برجهت عشق توپیونددهم
درد را با تو و عشق تو مداوا بکنم

رنگ‌ تقویم دلم را بنویسم با عشق
قلمم  را به دم عشق تو مهیا  بکنم

روزوشب نگذرم ازمرزخیالت، باید
صحنه ی دلبری عشق تو احیا بکنم

روی پاهای تصور به زمین تکیه زدم
برفتم تا لب ایوان که تو تماشا بکنم؛

بهترین معجزه خوب خدایی بخودم
گم شدن های دلم را به تو پیدا بکنم

بشکنم قفل سکوتی که جهان داده بمن
موی فرهاد را به تصویر تو  زیبا  بکنم

بکشم نقش تو را واژه به آتش بکشم
تا خودم  را که باز با تو شیدا بکنم

بنویسم به هر آنجا که تو را می بیند
عشق یعنی همه از عشق تو مآوا بکنم

نفسم را بدهم تا تو نفس باشی و بس
روز را  در هوس  روی  تو  فردا  بکنم

خط زنم دفتراحساس جهان را و فقط
همه جا  حادثه ی چشم تو  معنا بکنم

خواب بیداری من عطرنفس های تو دارد
عشق این است که من یاد توهرجابکنم

قدم و فکر و قلم را بزدم در ره عشق
بشوم موج و دلم  چو تو دریا بکنم
#عاشقانه#زندگی#دونفره_عاشقانه #پست_جدید #عاشقانه #love #تکست_ناب #تنهایی #تکست_خاص #دخترونه #عشق #خاصترین #لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن
#ممنون.سپاس.از.حمایت.همیشگتون👑🙏

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

برده عمارت جئون

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

وقتی دابمسش گرفتی ولی... 🤍✨(the last part 🫠🐾)ویو تهیونگ داشت...

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

THE HIDDEN LOVEفصل اول: «قرار نبود امشب بیای!»سئول، کره جنوب...

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

The last partاز ماشین پیاده شدیم و دست همو محکم گرفتیم.. شرو...

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط