عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

ساکتم ....
"ساکت"
اما پرم از حرفهای تلخ ....
پر از رمز و راز ....
و امروز پس از سالها احساس می کنم فهمیدم ....
فهمیدم وقتی کسی حــــــــــرفهایت را نمی فهمد ...
باید در سکوت آرام و بیصدا سوخت ....
باید رها کرد ....
باید رفت!!!
دیدگاه ها (۰)

رها🍂 نه می توانم آرام بمانمنه می توانم فریاد بزنمنه می توانم...

بعضی دردها را نمی شود توضیح داد؛ نه چون کلمات کم اند، چون آد...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟒 | چیزی بیشتر از دوستیزمستان سئول از راه رسید.برف آرام...

مافیای منقسمت سوم | «بیرون از شرکت، مدیر من نیستی»جونگکوک هم...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 48چند روز از برگشتن لوکاس گذشته بود،...

زیر باران، زن فرو می‌ریزد‌‌.‌.‌. نه فقط از خیس شدن، بلکه از ...

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

مافیای من — قسمت ۲۱اسمِ مادرات چند ثانیه فقط به جونگکوک نگاه...

سناریو: وقتی یکی میاد و جلوی اونا بهت اعتراف می‌کنه :نامجون ...

هوا رو به تاریکی می‌رفت و حیاط مدرسه تقریباً خالی شده بود. ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط