از زندگی دیگر چیزی نمیخواستم

از زندگی دیگر چیزی نمیخواستم

از زندگی دیگر چیزی نمیخواستم
همینکه گوشه ای گلی ، نهالی بکارم
برای گنجشکهای حیاط دانه بریزم
با گربه ها غذایم را شریک بشوم
به آدمها لبخند بزنم
همینکه به کسی آزاری نرسانم و کسی به من کاری نداشته باشد .
همینکه آرام و سر به زیر زندگی کنم برایم کافی بود...
دیدگاه ها (۰)

دریاچه خونینفصل اول _ پارت22یک ماه گذشته بود.سی روز از روزی ...

THE HIDDEN LOVE 1عشق پنهانی | Jeon Jungkook × Youژانر: عاشقا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 20| فلش بک عمارت جئو...

🍃🍃 از زندگی دیگر چیزی نمیخواستم همینکه گوشه ای گلی ، نهالی ب...

کنار پنجره، پشت پرده ی حریر آرام می ایستم. مثل همیشه پنجره ب...

🍀جلوی آینه موهایم را شانه کنمروسری آبی ام را بپوشم و آرام آر...

‍ جلوی آینه موهایم را شانه کنم ..روسری آبی ام را بپوشم و آرا...

جلوی آینه موهایم را شانه کنم ..روسری آبی ام را بپوشم و آرام ...

جلوی آینه موهایم را شانه کنم ..روسری آبی ام را بپوشم و آرام ...

"تکــه ای از یک کتـــاب"چـرا آدم مجبــور اسـت مــدام بیــن د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط