{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کنار پنجره، پشت پرده ی حریر آرام می ایستم. مثل همیشه پنجر

کنار پنجره، پشت پرده ی حریر آرام می ایستم. مثل همیشه پنجره با من شریک می شود در کنجکاوی لحظه های بازیگوشی تو. خوشحال برای گنجشک ها دانه می ریزی. حیاط پر می شود ااز سمفونی و ذقص آنها. جایی آنطرف تر ،زیر درخت پرتقال به گربه ها که در حال خوردن جیره ی غذایی هر روزشان هستند نزدیک می شوی و برایشان میو میو می کنی ، سر بلند می کنند و جوابت را می دهند. دستان کوچکت را که گلی شده اند در هوا تکان می دهی . گنجشک ها تا بالای سرت پرواز می کنند. و معصومانه کنار دانه ها می نشینند. هدیه ی کوچک خدا ! چقدر توانا شده ای! تقسیم می کنی زندگی را و مهربانی را در حجم کوچک باغچه. بیرون می آوری خستگی را از تن خسته ی من ، تابلوی نقاش چیره دست! پرده را کنار می زنم. صدایت می کنم و از تو می پرسم که : چرا دستانت گلی شده اند؟! لبخند زنان می گویی: مامان شمعدانی هایت زیاد شد. م ن چند تای دیگر برایت درست کردم . و گلهای گِلی کوچک خوابیده رو به آفتاب را نشانم می دهی...
دیدگاه ها (۱)

این شب ها که نیستی....قرارمان باشد پای تابیدن های ماه....حوا...

از دریچه های روشن صبح عبور کن، چشم ها را باز کن و سلام کن به...

به شانه ام زدی کسی خانه نبود ، سنگریزه ای برداشتی و به شیشه ...

اصلا قرار نیست که سر خم بیاورم حالا که سهم من نشدی کم بیاور...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

╔════════════════════════════╗ پارت ۱۰۴ | «یک شب آرام کنار ه...

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐شب، تمام قصر را در سکوتی عمیق...

📖 آکادمی آستریاپارت اول | «دختری از آب و یخ»هیچ‌کس نمی‌دانست...

سناریو: ماه سرخ

فیک تهکوک وارث زار

✦ اولین گناه ✦فصل دوازدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌رود---لعنت به ...

نام=)سایه مافیا### پارت چهارم: سکوتِ قبل از طوفانوقتی لیها و...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط