{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

السلام علیک یاخلیفه الرحمن

••|🍀😂|••

#طنز_زیبا🌹

جوانی وارد سوپر مارکت شد ومشغول خرید بود که متوجه کسی شد که سایه به سایه تعقیبش میکنه رو برگرداند زن مسنی را دید که زل زده وی را نگاه می کرد جوان پرسید:
مادر چیزی شده که مرا اینطور دنبال میکنی خانم با اشک گفت:
تو شبیه پسر مرحومم هستی وقتی مرا مادر صدا زدی خاطرات پسرم را تجدید کردی جوان گفت:
خانم این روزگار است و سنت حیات، یکی میره یکی میاد شما هم خودتو ناراحت نکن.
زنه در حال رفتن بود که از جوان درخواست کرد دوباره وی را مادر صدا کند. جوان صدا زد مادر مادر و با صدای بلند صدا زد مادر.
زن رو برگرداند و خداحافظی کرد و رفت جوان خرید را تمام کرد و رفت صندوق حساب کند صندوق دار گفت:
280هزار تومان جوان گفت :
اشتباه نمی کنی صندوقدار گفت:
30هزار تومان حساب شما و 250هزار تومان حساب مادرتان که گفت پسرم حساب میکند

جوان از آن به بعد حتی مادرش را خاله صدا میزند😁😁

بخند تا دنیا بروت بخنده 😊😉 🍃🌸❤️

࿐჻❥⸙🦋⸙❥჻࿐
  

😁•••|↫ #طنز
😅•••|↫ #لبيڪ‌یامہدے‌عج
دیدگاه ها (۱)

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

🔴 امام زمانی بودن سخت نیست فقط جگر میخواد .اگر مردش هستی بسم...

قسمت ۶

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 22_مامان هر غلطی بخو...

007-پنهان در مه - پارت ۷۸

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

در نیمه های شب پارت سیزدهم (فلش بک به زندگی زاندر)

007-آلما ویسکی - پارت ۴۹

پارت: 15 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سینی نقره‌ای تو دست‌هام ط...

سناریو دوما

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط