{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه پسر تو هند برای خرید آیفون قهر میکنه و میره لبهٔ پرتگا

یه پسر تو هند برای خرید آیفون قهر میکنه و میره لبهٔ پرتگاه، پدرش برای نجات اون تقلا میکنه، اما تعادلشون به هم میخوره و جفتشون سقوط میکنن. مادر هم از دیدن این صحنه جنون میگیره و خودش رو پرت میکنه پایین؛ پروندهٔ یه خانواده فقط سرِ یه گوشی موبایل برای همیشه بسته شد.‏

+ما به دوره‌ای پرت شدیم که خون و جون آدمها، ارزون‌ترین بها برای خریدنِ توهمه. این خونواده از صخره نیفتادن، سقوط کردن ته درهٔ مصرف‌گرایی؛ جایی که ارزش و هویت آدم به لوگوی پشت یه تیکه شیشه و فلز بنده.‏

همه‌چیز رو فدای وسیله‌ای کرد که کارش ثبت خاطره‌ها بود، غافل از این‌که با این طغیان کور، تنها کسایی که قرار بود یادش رو زنده نگه دارن از صفحهٔ روزگار پاک کرد.

حالا از اون خونواده فقط یه ویدیوی تار مونده تو فضای مجازی؛ برای چند ثانیه تماشا، یه تأسف گذرا و تموم.

🆔 💯
دیدگاه ها (۰)

🔴 روی یه تیکه فلز، دست‌خط یه دختر ۳۲ ساله ایرانیه که نوشته: ...

رقص مرگ و عشقp¹³وقتی درِ سنگینِ ورودیِ خونه باز شد، انگار که...

اوسی شیطان کش/هارومی ناتسومی/آرت دیجیتالاسم هارومی فامیل نات...

### پارت ۸: خنجرِ پنهان در تاریکیبارون به شدت به شیشه‌هایِ ع...

وقتی اومد، گفت: «من با همه فرق دارم. پناهت میشم، تکیه‌گاهت م...

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part² "توصیف در یک جمله:حقیقت و طوفانِ محبت"تهیون...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۵۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط