سلام سلام

سلام سلام

سلام سلام
من برگشتم ببخشید برای اینکه دیروز غیبت داشتم😅(مگه مدرسه است)
خب دیروز ما رو برده بودن اوپارک بعد یه سرسره رفتیم بعد من پشتم بود یهو به سمت پایین رفت من کلا همینطوری توی شک موندم
حالا دوستم که داشت پشت منو میدید:یا امام زمان من 💩دم دهن اوپارکککک
اون یکی دوستم:هرچی قرآن بلد بود گفت
دیدگاه ها (۴)

بگین ببینممن بخوام بگم خببب 3 سال پیش قشنگ یادمهتو اتاقم بود...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

رمان عشق ممنوع

THE FIRST KISSPART: 6ات: دستم وحشی (گریه) تهیونگ: چته مگه نگ...

You are mine...⁶کمی بعد،غذا رو اوردن..+ببرید توی اتاق ملکه س...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

پارت ۲۷

امید به زندگیییی😹✨اکثریت یا آیندشون یا حالشون ی افسرده ی بدب...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

پات ۱۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط