پارت ۴

پارت ۴

پارت ۴
#ازداوج_اجباری
ویو یونگی
بعد اینکه تو بغلم بود میخواست بلند شه که مانعش شدم
_چی شده فسقلی میخوای جایی بری
+نه فقط میخواستم بلند شدم و برم رو کاناپه بخوابم
حس میکردم که پیشم معذبه چون که هی میخواست بره
_همینجا حات راحته نیازی نیست که جایی بری
+ ب.. باشه
انگار یه حس ترس تو وجودش موج میزد
انگار که ازم می‌ترسید چون که اون روز سرش داد زدم
لعنت به خودم دل نازکش رو شکوندم و باعث شدم ازم ترس به دل بگیره
ویو لیلی
صبح با آغوش گرم یونگی بیدار شدم
نمیدونم چرا ولی خب ازش یجورایی میترسیدم
میترسیدم که دوباره سرم داد بزنه
ویو یونگی
صبح که بیدار شدم دیدم لیلی نیست
فهمیدم که رفته
رفتم پایین و دیدم صبحونه حاضره
_صبحت بخیر فسقلی
+صبح بخیر(سرد)
بله معلوم بود کلا قهر کرده و میخواست گریه کنه
میخواستم معذرت خواهی کنم ولی این غرور لعنتی نمیزاشت
ولی خب معذرت خواهی کردم
_ببخشید فسقلی چون دیروز اعصابم خورد بود سر تو خالیش کردم
بهم نیمچه نگاهی کرد ولی جواب نداد‌
_الان بخشدی
دیدم که داره گریه میکنه
نمیدونسم دلش عین یه گنجیشکه
#بی_تی_اس
#بلک_پینک
#استری_کیدز
#بیبی_مانستر
#یونگی
#لیسا
#رمان
#والریا
دیدگاه ها (۰)

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

تکپارای درخواستی

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۳----------------------------------------⭐🌕...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )

تک پارتی ( دخترا لطفاً وقتی کاما ( ، ) میزارم کمی مکث کنید ...

part 12ویو نیک ماریا:هعی بیدار نمیشی بری شرکت نیک:یکم دیگه ب...

Part ²⁰ویو لیلیخوابوندمش رو تخت و پتو رو کشیدم روش چند روز ب...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty twoویوی تهیونگ :صبح با صد...

#عشق در نگاه او part 5 ویو سالی@داشتیم با سوزا خوراکی می خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط