{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جُـفتِ روحِ من تويى...

جُـفتِ روحِ من تويى...
اين رو وقتى فهميدم كه...
منو توى آغوشت فشار دادى، و من با تمامِ وجود، حسِ آرامش و تكامل داشتم (: 💌🫂
انگار كه نيمه‌ى ديگرِ از وجودم رو پيدا كرده باشم
وقتى تو كنارمى احساسِ امنيت دارم...
انگار كه ديگه هيچكسى نميتونه بهم آسيب بزنه
انگار كه اصلاً خدا من و تورو به هم رسوند
تا من بعد از سالها،
احساسِ خوشبختى كنم...
آرامشم، امنيتم، دليلِ خنده هام،
مرسى براى بودنت...
دیدگاه ها (۲)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁰ویو: اتدکتر سریع خودش رو به تخت ...

### پارت ۴: رنگِ سرخ رویِ دستانِ سرد نصفه‌شب بود و سکوتِ عما...

مهمونی پارت ۵۱

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

(وقتی که ترکش کردی و برای همیشه از دستت داد...)

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت 12ویو کوکبارون ...

I fell for my doctor-part 4

~👔 | فراتر از پرتره‌ های دوران رنسانس: جین و Gucci / امروز😭💋...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط