صبح آمد

🌦 صبح آمد…

🌦 صبح آمد…
و مولانا در گوش جان زمزمه می‌کند:

برخیز!
جهان منتظر قدم‌های توست.
اگر دل تیره است،
خورشید را مقصر ندان؛
پنجره را باز کن.

امروز
نه برای ترسیدن است
نه برای تکرار دیروز.
امروز
روزی‌ست که خدا
دوباره به تو ایمان آورده.

پس
با دلِ زنده راه برو،
با عشق نفس بکش،
و بدان
هر که با نور برخاست
به نور خواهد رسید.

صبح‌ات بیدار
دلت رها
و راهت روشن ✨
دیدگاه ها (۱)

‍ 🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْ...

### پارت اول: عطر قهوه و آرامشِ صبحگاهی نورِ کمرنگِ خورشید ا...

پارت ۶۳

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

🖤🇱🇧🇮🇷 دو سال پیش در چنین روزی، حسن نصرالله به همراه چندین فر...

پارت ۵۵خورشیدِ صبحگاهی به آرومی از پرده‌هایِ سنگینِ اتاقِ طب...

### پارت ۱۰ (پایان): میراثِ نور در قابِ خاطراتسه سال. انگار ...

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

پارت ۴---صبح روز بعد، پرتوهای ملایم خورشید از پنجره‌ی قدی ات...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p77..............صبح، قلعه آروم‌تر از هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط