بهش گفتم این با عشق فرق داره

بهش گفتم این با عشق فرق داره.

بهش گفتم این با عشق فرق داره.
من عاشقت نیستم. من معتقدم به تو.
که آدم توی این دنیای هچل هف باید لااقل به یک چیزی معتقد باشه.
یک تعلق، دست آویز، امید.
تو مثل احیای بعد از مرگی. که بعدِ هر تموم شدن با فکر کردن بهت بشه ایستاد.
بشه دوباره شروع کرد.
گفتم تو حتی خیالت؛ حتی تصور حضورت توی این دنیا هم معجزه میکنه.
یک آدم بهم نشون بده که ایمان نیاره به معجزه.
من ایمان دارم به تو!


#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉★
دیدگاه ها (۰)

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.25(روایت از زبان ا.ت)...

رمان اسیر خان پارت بیست و یکم ۲۱

P2 پسری که ازم متنفر بود ویو راوی : روی میز نشسته بود و پاها...

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

مهمونی خطرناکپارت=29ویو جونگ کوکگوشیم رو توی دستم چرخوندم و ...

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

ابلیس

رمان خبر ممنوعه پارت سوم 3

امروز روز تولد کسیه که شاید هیچ‌وقت نفهمه در گوشه‌ای از این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط