حس متوقف شدن زمان  جون گرفتن تمام بدنم از سردی آب  کف ...

حس متوقف شدن زمان ، جون گرفتن تمام بدنم از سردی آب ، کف پ

حس متوقف شدن زمان ، جون گرفتن تمام بدنم از سردی آب ، کف پاهایم که به زبری و سختی سنگ ها کشیده میشد و احساسی که داشت که تو در آن سختی هم چنان به جلو می نگری و قدم میزاری از زیباترین اتفاق هاست..
دیدگاه ها (۳)

Chapter 11"*frozen*بابام مثل یه کالا نگاه میکرد که رو دستش م...

هم‌سلولی خطرناک(part1) دیوارهای سلول مثل پوستی بودند که سال‌...

اسم : عشقی گمشده در تاریکی جنگل پارت ۱۳ولنتینو «واکس گفت اگه...

FALLEN ECHOESPart 12هیونجین وقتی از ساختمان متروکه خارج شد، ...

part : 3همه چیز عادی بود تا اینکه .... صدای اطراف مبهم شددیگ...

پارت ۳۱ناروتو به ارامی روی تخت دراز کشید، لحظه ای که سرش روی...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p96هوای سرد ساختمان متروک، نفس کشیدن رو ...

شیپ ساسوکه و ناروتو

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁹دستش رو به سمتم دراز کرد._بیا..صدای ...

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط