{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان گرگعلی: گرگعلی یه پسر ۱۱ ساله که اسمش علی بود و تو

داستان گرگعلی: گرگعلی یه پسر ۱۱ ساله که اسمش علی بود و تویه روستاییه کوچیک با مامان باباش زندگی میکردن که یه روز مامان علی مریض میشه و مامان علی به علی میگه تشنمه برو از رودخونه برام اب بیار علی هم زود میره دم رودخونه تا برای مامانش اب بیاره از شانس بد علی تشنش میشه و آب سمی رو میخوره همونجا تبدیل میشه به گرگعلی ولی بازم میره تا به مامانش آب رو برسونه درو میزنه ولی مادرش میبنه گرگعلی پشت دره گرگعلی میگه مامان منم علی ولی مادرش میگه علی یه رقص معروف داره اگه راست میگی عین علی برقص گرگعلی هم میرقصه ولی متاسفانه پدرش همون لحظه میرسه با تفنگ گرگعلی رو میکشه این بود داستان گرگعلی💗💀🎀
دیدگاه ها (۱۷)

مشخصات

خب، میخوام داستان اوسیمو تعریف کنمح (میدونم کثشعره ولی خب)دا...

داستان خانواده گسکویین اشک هر مردی رو در میارهداستان کامل خا...

پارت چهارته: لعنتی تو بچه داری( عصبی داد )یون: نه نههههه من ...

پارت دوم《خاطرات کوچک》《Custom kiss》                         ☆...

بیو برای اوسیماسم: چیوریفامیل: تسوگیکونی تایپ: INTJرده: هاشی...

سوپرایزز_ _____༄_____نام : هاتاکوفامیل : کامادولقب : هاتا...

داستان دل نشین خودم🥲 یه روزی هانما، از هانماهای شهر، یعنی ا...

.PRISON MAFIA.

عشقی حقیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط