بعضی شب ها

#

#
بعضی شب ها ؛
آدم دلش می خواهد افکارِ لعنتی اش را ،
یک جوری بپیچانَد !
بیخیالِ قضاوت ها و اشتباهاتش باشد ،،،
نه به گذشته اش فکر کند ، نه آینده ...
بی هیچ فکر و مشغله ای ؛
در خلوتی دنج و شبانه ؛
دراز بکشد ...
با ذهنی آرام و بی دغدغه ...
نه حسرتی داشته باشد برایِ خوردن ،
نه بغضی برایِ گریستن ،
و نه دلی برایِ تنگ شدن ... !
بعضی شب ها ؛
آدم دلش می خواهد بخوابد !

#خاص #جذاب
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

{محکوم به لمس } part ۱۹ 杂交种ناگهان دست جیمین محکم دور کمرش ح...

Season Two | 𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑴𝒂𝒔𝒌ᴘᴀʀᴛ ¹ 🖤همه‌ی آدم‌ها رازهایی دارن؛ ر...

007-پنهان در مه - پارت ۷۲

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

Contract 🍷#contract𝑃𝑇15ویو هویج:صبح روز بعد، برخلاف شب گذشته...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 10#لینو #فیکشنساعت ۹:۴۵ شب ـ خانه‌ی...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۵لیویا که دراز کشید...

انتطار داشت مرد دستاشو از وسط بشونه و تیکه تیکه کنه اما با و...

بعضی شب ها ؛آدم دلش می خواهد افکارِ لعنتی اش را ،یک جوری بپی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط