باران امسال را من به عهده گرفته ام

باران امسال را من به عهده گرفته ام

باران امسال را من به عهده گرفته ام
آنقدر بغض در گلویم تلنبار و اشک درون چشمانم
در کمین نشسته که فکر میکنم
#پُر_باران_ترین_پاییز_روزگار_را_من_رقم_بزنم
دیدگاه ها (۰)

در دلم فریاد بود ، در نگاهم اشك ، در گلویم بغض ، اما بلندتر ...

نه من ناراحت نشدم، فقط دارم؛ دربارش پوست لبمو می‌کنم. بدنمو...

.یاد نبودنت که می افتم دلم گریه می خواهد گریه ای از ته دل تا...

غم را روانه کرده‌ام به دور دست‌ها. نشسته‌ام پشت پنجره‌‌ی بها...

باباجونِ مهربونماز وقتی رفتی، انگار تمام من را با خودت بردی...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند( فصل ۳)

در ذهنم هیاهوی بزرگ بود،قلبم آنقدر تند میزد که نمی‌دانستم چه...

پرنسس ناخواسته

اسم رمان: هیچ وقت ترکت نمیکنمپارت ۱:*درخواستی* ویو راوی:+ نه...

شب جمعه بود سر مزار آرشا نشسته بودم دیدم یه خانم مسنی داره ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط