اسم رمان: هیچ وقت ترکت نمیکنم
اسم رمان: هیچ وقت ترکت نمیکنم
پارت ۱:
*درخواستی*
ویو راوی:
+ نه دراکو ! ازت خواهش میکنم! فقط بهم بگو چکار اشتباهی کردم . خواهش میکنم!
ا.ت شروع به گریه کرد.
چشم های دارکو ، چشم های سرد و نگاه های تحقیر آمیزش ، برای اولین بار پر از اشک شد. اما، سریع اشکاش رو پاک کرد .
_ برو! نمیتونیم باهم باشیم. فقط خواهش میکنم ازت ...... گریه نکن..... تحمل اشکات رو ندارم.....
ا.ت به گریه ادامه داد. نمیتونست خودش رو کنترل کنه.
با هر اشک ا.ت، بغض دارکو بیشتر و بیشتر می شد. دلش میخواست محکم ا.ت رو بغل کنه و بگه " من هیچ وقت تو رو ترک نمیکنم" . اما نمیتونست. باید می رفت. چرا که اگه پیشش می موند هر آن ممکن بود بلایی سر ا.ت بیاد. و دراکو نمیتونست ببینه که ا.ت، فرشته کوچولوش جلوی چشمش از بین بره.
+دراکو ....... خواهش میکنم...... لطفا نرو......
دراکو دیگه نمیتونست تحمل کنه. پس سریع محل رو ترک کرد تا بتونه مقاومت کنه و ا.ت رو بغل نکنه. توی راهروی هاگوارتز، دراکو مطمئن شد که کسی اونجا نیست و بعد شروع به گریه کرد. گریه ی شدید.
که ناگهان صدای پای ی نفر اومد و دراکو سریع اشکاش رو پاک کرد و.............
چطور بود سیسی ها؟🌟
#دراکو#رمان#سناریو
پارت ۱:
*درخواستی*
ویو راوی:
+ نه دراکو ! ازت خواهش میکنم! فقط بهم بگو چکار اشتباهی کردم . خواهش میکنم!
ا.ت شروع به گریه کرد.
چشم های دارکو ، چشم های سرد و نگاه های تحقیر آمیزش ، برای اولین بار پر از اشک شد. اما، سریع اشکاش رو پاک کرد .
_ برو! نمیتونیم باهم باشیم. فقط خواهش میکنم ازت ...... گریه نکن..... تحمل اشکات رو ندارم.....
ا.ت به گریه ادامه داد. نمیتونست خودش رو کنترل کنه.
با هر اشک ا.ت، بغض دارکو بیشتر و بیشتر می شد. دلش میخواست محکم ا.ت رو بغل کنه و بگه " من هیچ وقت تو رو ترک نمیکنم" . اما نمیتونست. باید می رفت. چرا که اگه پیشش می موند هر آن ممکن بود بلایی سر ا.ت بیاد. و دراکو نمیتونست ببینه که ا.ت، فرشته کوچولوش جلوی چشمش از بین بره.
+دراکو ....... خواهش میکنم...... لطفا نرو......
دراکو دیگه نمیتونست تحمل کنه. پس سریع محل رو ترک کرد تا بتونه مقاومت کنه و ا.ت رو بغل نکنه. توی راهروی هاگوارتز، دراکو مطمئن شد که کسی اونجا نیست و بعد شروع به گریه کرد. گریه ی شدید.
که ناگهان صدای پای ی نفر اومد و دراکو سریع اشکاش رو پاک کرد و.............
چطور بود سیسی ها؟🌟
#دراکو#رمان#سناریو
- ۴۲۸
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط