{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودکی از خدا پرسید

کودکی از خدا پرسید
تو چه می خوری؟ چه می پوشی؟
کجا ساکنی؟
و خدا آرام بر دل کودک زمزمه کرد...
غصه بندگانم را
می خورم.....
عیب بندگانم را
میپوشانم..
ودرقلب شکسته آنان ساکنم
دیدگاه ها (۸)

اگه حاجت داری بگو یا حسن بن علی 🤲🖤 شهادت مظلومانه‌ی کریم اهل...

جنگل نفرین شده پارت ۲۲

ای صفائیه قلب زارم...ای حرم امن دل بی‌قرارم...به عشق تو یا ع...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌ویکم 𓆪 🖤🥀اسما به سارا خیره مانده بود.ـ «...

آمدم بنویسم کاش آدمیزاد قدرت داشت از همه عزیزانش دفاع و حمای...

LESSON

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️ایوان پرسید:«چی شده؟»پاندورا به تصویر خیره...

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

پارت ۵ | غریبه‌ی آشناآراد آرام از پله‌ها بالا رفت.هلیا پشت س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط