دیگه نمیخوام رمان بنویسم واقعا ببخشید

دیگه نمیخوام رمان بنویسم واقعا ببخشید

دیگه نمیخوام رمان بنویسم واقعا ببخشید
چون نزدیک مدارس هم هست و سرم شلوغه نمیخوام فکر و ذکرم نوشتن رمان باشه واقعا یکم نیاز دارم مغزم استراحت کنه ببخشید این رمان هم نصفه موند ولی اگه وقت شد مینویسم تروخدا انفالو نکنید بجاش درک کنید 💔😭




#عضو_ارتش_توت_فرنگی_های_سوجین🍓
دیدگاه ها (۳)

واقعا واقعا واقعا ببخشیدددد😭 من یکم سرم شلوغه چون نزدیک مدار...

بیاید پایین کارتون دارم....

THE FIRST KISSPART: 10ویو تهیونگ: ات از اتاق رفت بیرون اون ن...

سناریو

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۶ویو لیاـگوشی کایا شروع کرد ب...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.6کانگ وو:لطفا ترکم...

★دوست بچگی...p³(*چند روز بعد*)_"رااون مدیر میخواد ببینتت"در ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی که من رفتم بار اون نمیدونه ساعت ۴ برمی‌گ...

تک پارتی ویو ا.ت نور کم تلویزیون روی صورتمون افتاده بود کنار...

استاد من ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط