ما را به سخت جانی خود این گمان نبود

😭ما را به سخت جانی خود این گمان نبود....

😭ما را به سخت جانی خود این گمان نبود....

+میترسم قیامت چی باید جواب بدم که زنده ام و این اتفاقات داره میوفته

✅ #حسین_ابراهیمیان |بیـکـران👇
https://eitaa.com/bikarran/11777
دیدگاه ها (۴)

تلفنِ همسرم رو جواب دادن و گفتن: ما مأمورها رو تیکه تیکه کرد...

یه زمانی شبا می خوابیدیم#دلنوشت#دکلمه#استوری#تکست #متن #حرف ...

I fell for my doctor-part 10

𓆩 پارت ۳۶ 𓆪 🖤ات درِ اتاق را بست و به جیمین خیره شد.ـ «خب؟ چر...

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.13الیز:باشه همه رف...

نیاز می دونم این جمله "" هر چیزی قیمت خودش رو داره "" رو یکم...

My lovely neighbor part : 83

شب بی پایان

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۲رفته بودی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط