𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂
𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂
𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 019
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
اخیش
با یاد اوری هِری سریع به پشتم برگشتم که با دیدن نگاه مهربون و مرموزش پ...شمام ریخت"
_عه سلام خوبین خوشین ببخشید بیدار شدید
_نه عزیزم خودمم اومده بودم یچیزی بخورم
_اها پس من دیگه برم بخوابم
_برو عزیزم
_شب خوش
بعدشم بدو بدو بدون توجه به اون عنتر از پله ها بالا رفتم
خودمو تند رو تخت انداختم
《ویو ا/ت》
یعنی واقعا اون کره بز دوستم داره؟
نه نه نه پس اون حرفا چی بود داشت به اون زنه میگفت ایشش ولش بگیر بکپ دختره خنگ
[پرش به فردا]
با صدای عقب مونده مانند ساعت بلند شدم برای ساعت ۸صبح تایم گذاشته بودم ۸ صبح !!!!!!!! که نگن دختره شصخله
بدو بدو رفتم تو سرویس بهداشتی توی اتاق صورتمو شستم و با حوله خشک کردم و مسواک زدم
بعد از اینکه از سرویس بهداشتی اومدم بیرون یه شومیز صورتی ملایم خوشگل با یه دامن سفید.....
به لبامم یکم تینت زدم بی رنگ و رو نباشه و تامام
خرامان خرامان داشتم میرفتم که تا میله های پلشونو دیدم فکر بکری به سرم زد
به به با ذوق و شوق رفتم روی میلش نشستم و سر خوردم که با صدای یه نفر درست پشت سرم قبض روح شدم"
_هی بچه میفتی میمیری من نمیتونم دیه تورو بدم هاااا
با شنیدن صدای اون گوریل سرمو برگردوندم تا فحش بدم که حرف تو دهنم موند....
لامصب چرا اینقدر جذابه لعنتی....
نه نه نه اصلا جذاب نیست با شنیدن صداش به خودم اومدم"
_چیه نکنه عاشقم شدی ها
با حرص گفتم"
_متاسفانه من عاشق کره بز نمیشم گوریل.......
_______________
لآیـــکـ + کآمـــنتـ + بآزنـــشر
حمآیـــتـ ؟؟؟
مـمنونـــتـ میشــــم مـاهزآدم ✨🖤
𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 019
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
اخیش
با یاد اوری هِری سریع به پشتم برگشتم که با دیدن نگاه مهربون و مرموزش پ...شمام ریخت"
_عه سلام خوبین خوشین ببخشید بیدار شدید
_نه عزیزم خودمم اومده بودم یچیزی بخورم
_اها پس من دیگه برم بخوابم
_برو عزیزم
_شب خوش
بعدشم بدو بدو بدون توجه به اون عنتر از پله ها بالا رفتم
خودمو تند رو تخت انداختم
《ویو ا/ت》
یعنی واقعا اون کره بز دوستم داره؟
نه نه نه پس اون حرفا چی بود داشت به اون زنه میگفت ایشش ولش بگیر بکپ دختره خنگ
[پرش به فردا]
با صدای عقب مونده مانند ساعت بلند شدم برای ساعت ۸صبح تایم گذاشته بودم ۸ صبح !!!!!!!! که نگن دختره شصخله
بدو بدو رفتم تو سرویس بهداشتی توی اتاق صورتمو شستم و با حوله خشک کردم و مسواک زدم
بعد از اینکه از سرویس بهداشتی اومدم بیرون یه شومیز صورتی ملایم خوشگل با یه دامن سفید.....
به لبامم یکم تینت زدم بی رنگ و رو نباشه و تامام
خرامان خرامان داشتم میرفتم که تا میله های پلشونو دیدم فکر بکری به سرم زد
به به با ذوق و شوق رفتم روی میلش نشستم و سر خوردم که با صدای یه نفر درست پشت سرم قبض روح شدم"
_هی بچه میفتی میمیری من نمیتونم دیه تورو بدم هاااا
با شنیدن صدای اون گوریل سرمو برگردوندم تا فحش بدم که حرف تو دهنم موند....
لامصب چرا اینقدر جذابه لعنتی....
نه نه نه اصلا جذاب نیست با شنیدن صداش به خودم اومدم"
_چیه نکنه عاشقم شدی ها
با حرص گفتم"
_متاسفانه من عاشق کره بز نمیشم گوریل.......
_______________
لآیـــکـ + کآمـــنتـ + بآزنـــشر
حمآیـــتـ ؟؟؟
مـمنونـــتـ میشــــم مـاهزآدم ✨🖤
- ۴۳۵
- ۰۴ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط