دل ما آدما به تار مو بنده

دل ما آدما، به تار مو بنده ...

دل ما آدما، به تار مو بنده ...
دیدی وقتی یک اتفاقی میوفته که
اصلا انتظارش رو نداریم و برای روبه رو
شدن باهاش آماده نیستیم، میگیم:
وای بند دلم پاره شد !
یا وقتی آدمایی سر راهمون قرار می گیرن
که یه روزی، یه جایی، با حرفها و
کارهاشون این بند دلمون رو بین
دستاشون می گیرن و محکم می کشن و
پاره می کنن و هر تیکه ی دلمون،
پخشِ روزگار میشه !
وقتی دردِ توی نگاهمون رو می بینن،
می گن:
ببخشید نمیخواستم اینجوری بشه
الان جمعشون می کنم.
تلخ می خندیم چون میدونیم که
اون دل، دیگه دل نمیشه.
اون حال و هوای قبل با هیچ مِهری
برنمی گرده.
مراقبِ بند دل آدمای توی زندگیتون باشید ... !
دیدگاه ها (۶)

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

### پارت ۸: خنجرِ پنهان در تاریکیبارون به شدت به شیشه‌هایِ ع...

پارت ۲: انتخابی که برگشت ندارهسکوتِ اتاق فقط با صدایِ ریزِ ب...

زیبای کوچک فریبکار

حالا من دقیق نمی‌دونم کی مقصره و کی نیست...کی می‌دوعه که راب...

قسمت ۱۰ «ات» با شنیدن این حرف، خنده‌ی کوتاهی کرد و ابرویی با...

@nphotography

پارت ۱۲

تاحالا شنیدید می‌گن:«هر کاری، ابزار خودش رو می‌خواد.»واقعاً ...

(پارت ۷ - پارت پایانی رمان دخترخوانده)بعد از اون حرفِ سردِ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط