{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عصرکه می شود

عصرکه می شود
با خاطرت غزلی
دم می کنم ازعشق،
و می نشینم کنار پنجره
ارغوانی خیالت
می نوشم جرعه جرعه
یادت را و آرام ومحزون
دست در.دست خیال تو
می رسم به غروب دلگیر
دلتنگی هایم 🌱🌸
دیدگاه ها (۰)

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

دلم برای حجم وسیع دلت تنگ شدهبرای آن سکوت نامعلوم و شکیبدلم ...

عاشقانه های شبنم

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

عاشقانه های شبنم

دلتنگم... دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،شعر می‌...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

🧚🏻‍♀️فیلیکس و می سان 🧚🏻‍♀️

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط