Beni gmdn en derine

Beni gömdün en derine...

Beni gömdün en derine...
یاد خاطراتش با دخترش، داشت ذره ذره نابودش می‌کرد💔
غم ماجرا اونجایی بیشتر بود که این زمان‌ها رو باهاش گذرونده بوده و نمی‌دونسته دخترشه😭
ی ادیت غمگین و پر از موازی🙃

#این_دریا_طغیان_خواهد_کرد🌊💕
#پدر_دختری
دیدگاه ها (۲)

. گشت سرش وایساد و وقتی مطمئن شد حواس کسی بهشون نیست گفت : ر...

بازم سکوت. کامیل قسم خورده بود که لب از لب باز نکنه. اگر امش...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} _منو ببخش! میدونم که منتظرم بودی ا...

-پیوند عشق و نفرت--1- بعد از اینکه لیوان ها رو پر از قهوه کر...

فیک ٨٨همگی به خونه‌ی جئون رفتن تا تولد هرا کوچولو رو بگیرن. ...

روزگاری در گذشته‌هایِ دور، ساکنِ اقلیمِ بی‌خیالی بودیم؛ همان...

روزگاری در گذشته‌هایِ دور، ساکنِ اقلیمِ بی‌خیالی بودیم؛ همان...

روزگاری در گذشته‌هایِ دور، ساکنِ اقلیمِ بی‌خیالی بودیم؛ همان...

روزگاری در گذشته‌هایِ دور، ساکنِ اقلیمِ بی‌خیالی بودیم؛ همان...

Part ⁷فلش بک به زمان رفتن به اتاق & بین تو و تهیونگ چه اتفاق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط