بزرگش کردم عشقمو میگمباصدای خودم

بزرگش کردم عشقمو میگم...باصدای خودم

بزرگش كردم...
"عشقم را ميگويم"
آنقدر بزرگ كه از باورِ خودش هم خارج شده #deklame
آنقدر بردمش بالا
كه ديگر دستِ خودم هم بهش نرسيد
او بزرگ و بزرگتر ميشد و 
من كوچك و كوچك و كوچكتر...
هرچقدر دست تكان ميدادم،انگار نه انگار
داد ميزدم
"لعنتي...من خودم بزرگت كردم..."
صدايم نميرسيد كه نميرسيد...
من
همه چيز را يكجا از دست دادم
#خاص #جالب #دکلمه #صدا #دکلماتور #هنر #هنری #رادیو_جوان #رادیو#تنهایی#سفارش_دکلمه#شعر
#deklame#tanhaii#seda
دیدگاه ها (۲)

پارت۶|تاج و خونکوک فقط به چشمان تهیونگ که در چشم های خودش قف...

بزرگش کردم..."عشقم را میگویم"آنقدر بزرگ که از باورِ خودش هم ...

بزرگش کردم"عشقم را میگویم"آنقدر بزرگ که از باورِ خودشهم خارج...

.بزرگش کردم"عشقم را میگویم"آنقدر بزرگ که از باورِ خودش هم خا...

بزرگش کردم؛عشقم را میگویم !آنقدر بزرگ که از باورِ خودش هم خا...

بزرگش کردم..."عشقم را میگویم"آنقدر بزرگ که از باورِ خودش هم ...

✿↝.. Ş๐რăყҽ ..↜✿بزرگش کردم..."عشقم را میگویم"آنقدر بزرگ که ا...

بزرگش كردم..."عشقم را ميگويم"آنقدر بزرگ كه از باورِ خودش هم ...

زندگیتان را خالی از آدمهای نصفه و نیمه کنید!یک نفر باید باشد...

اوایل کوچک بود، یعنی من اینطور فکر میکردم، اما بعد بزرگ و بز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط