میگفت بعضی غم ها انقدر سنگینن

میگفت بعضی غم ها انقدر سنگینن

میگفت بعضی غم ها انقدر سنگینن
که سکوت میکنی
اینجور وقتا فقط اشکات حرف میزنن!
گفتم اگه اشکتم دیگه نتونه حرف بزنه چی!؟
گفت اون موقع شک نکن که تو دیگه مُردی ..!🖤🦋
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‎‌‌‍‎‍‎‌‌‍‌‌‎‌‎‍‎‌‌‍‎‍‌‌‎‌‌‎‌‍‎‌‌‍‎‍‎‌‌‍‌‌‎‌‎‍‎‌‌‍‎‍‎‌‍‎‌‌‍‎‍‎‌‌‍‌‌‎‌‎‍‎‌‌‍‎‍‌‌‎‌‌‎‌‍‎‌‌‍‎‍‎‌‌‍‌‌‎‌‎‍‎‌‌‍‎.
دیدگاه ها (۰)

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

گل خونی پارت 47تهیونگ وارد شود جیمین با سرعت رفت پیشش # به ج...

رمان:هرگز ترکت نمی‌کنمپارت ۳ ( پارت آخر)ا.ت رو آوردن. طلسم ش...

P³⁶The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

" ویو لیا "به کوک نگاه کروم اونم داشت نگام میکرد باورم نمیشه...

بیو ˖Ი𐑼⋆⠀ ⠀ ⠀ ⠀🎀❕️˚˖𓍢ִ໋❀اسم:مهدیه(اسم خودم)،مبینا(خانوادم صد...

در آغوش تو.پارت پنجم+من ....من وارد رابطه نشدم ولی.......ولی...

یونگی: من که گفتم روانی هستم حالا زود باش قبول میکنی یا نهها...

چند پارتی از نامجون شی به قلم لینا؟:)"ساعت ۷:۲۰ صبح"علامت ها...

My Arirang Part ۲۱جونکوک: خدای من نمی‌دونم تو چی فکر کردی ،،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط