عاشقانه بیاد بابای خوبم

عاشقانه بیاد بابای خوبم 😭😭

بزرگ شدیم و فهمیدیم که دوا، آب میوه نبود.
بزرگ شدیم و فهمیدیم که پدر همیشه با دستان پر باز نخواهد گشت آنطور که مادر گفته بود.
بزرگ شدیم و فهمیدیم که چیزهای ترسناک تر از تاریکی هم هست!
بزرگ شدیم به اندازه ای که فهمیدیم پشت هر خنده ی مادر هزار گریه بود و پشت هر قدرت پدر یک بیماری نهفته!
بزرگ شدیم و فهمیدیم که مشکلات ما دیگر در حد یک بازی کودکانه نیست!
و کس دیگه ای نیست برای عبور از خیابون
بزرگ تر که شدیم، فهمیدیم که این تنها ما نبودیم که بزرگ شدیم؛ بلکه والدین ما هم همراه با ما بزرگ شده اند و چیزی نمانده که بروند! شاید هم رفته باشند...!
خیلی بزرگ شدیم تا فهمیدیم که دلیل چین و چروک صورت مادر و پدر نگرانی از آینده ما بود.
خیلی بزرگ شدیم تا فهمیدیم سخت گیری مادر عشق بود،
غضبش عشق بود،
و تنبیه اش عشق...
و خیلی بزرگتر شدیم تا فهمیدیم زیباتر از لبخند پدر، انحنای قامت اوست! ‌‌‌‌بزرگ شدیم خوش باشیم درکناربابا ولی بابا رفت وچه زود رفت 😭😭😭😭هرقدر دیدنت میام بازم دلتنگم 😭😭😭😭
دیدگاه ها (۰)

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

برادر ناتنی

جدایی

THE FIRST KISSPART: 9رفتم بیرون بار به دیوار بار تکیه دادم ب...

★دستبند ما؟!...p⁴پدرم که از تعجب و عصبانیت هیچی نمیگفت، با د...

My lovely neighbor part : 82

بزرگ که شدیمفهمیدیمدلیل چین و چروکصورت مادر و پدرنگرانی از آ...

:قدر بدانیم بزرگ شدیم و فهمیدیم که پدر همیشه با دستان پر باز...

بزرگ شدیم و فهمیدیم که دواآب میوه نبودبزرگ شدیم و فهمیدیم که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط