{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

:

:
قدر بدانیم

بزرگ شدیم و فهمیدیم که پدر همیشه با دستان پر باز نخواهد گشت آنطور که مادر گفته بود.

بزرگ شدیم و فهمیدیم که چیزهای ترسناک تر از تاریکی هم هست!

بزرگ شدیم به اندازه ای که فهمیدیم پشت هر خنده ی مادر هزار گریه بود و پشت هر قدرت پدر یک بیماری نهفته!

بزرگ شدیم و فهمیدیم که مشکلات ما دیگر در حد یک بازی کودکانه نیست!
و دیگر دستهای ما را برای عبور از جاده نخواهند گرفت!

بزرگ تر که شدیم، فهمیدیم که این تنها ما نبودیم که بزرگ شدیم؛
بلکه والدین ما هم همراه با ما بزرگ شده اند و چیزی نمانده که بروند! شاید هم رفته باشند...!

خیلی بزرگ شدیم تا فهمیدیم که دلیل چین و چروک صورت مادر و پدر نگرانی از آینده ما بود.

خیلی بزرگ شدیم تا فهمیدیم سخت گیری مادر عشق بود،
غضبش عشق بود،
و تنبیه اش عشق...

و خیلی بزرگتر شدیم تا فهمیدیم زیباتر از لبخند پدر، انحنای قامت اوست
دیدگاه ها (۲)

آنانکه خوبند، همیشه سبزندو آنانکه بزرگی و محبتدر"قلبشان"جاری...

همگی رهگذر هستیم به ڪسی کینه نگیریددل بی کینه قشنگ است...به ...

‌ با زنت شوخی کن…سر به سرش بگذار …از غذایش بچش…از دستپختش تع...

o ostorhe:زندگی قطره قطره ذوب میشود،آنچه باقی میماند (دوستی ...

بزرگ شدیم و فهمیدیم که شربت دوا، آب میوه نبود.بزرگ شدیم و فه...

سناریو عشق بی پایان میشه قبلش لایک کنی ستاره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط