{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

های گایززز

....
عام...خواستم بگم که...من یه دوپارتی نوشتم...اما‌ یجورایی رمان حساب نمیشه...
در واقع حرف دل خودمه و شاید بعضی از شماها...
خب..بزارمش؟

■و اینکه بگید از بین گزینه های زیر کدومشون رمان بعدی باشه؟●♧◇♡♤

۱_وقتی میفهمی که اون...ومپایره..| خون آشامی...شاید عمارتی...و کمی مدرسه ای..فانتزی | تهیونگ

۲_وقتی که اول مجریشونی و بعد میکاپ آرتیستشونی...و بعد هم عضو هشتم بی تی اس!!! |این رمان عالیههههه یعنی همه ی اتفاق هایی که دوست دارین اتفاق بیوفته توی این رمان هست...هم ران بی تی اس داره هم آهنگ باهاشون میخونی و.....اسپویل نمیکنم ولی توی ذهنم کلی ایده دارمممممممممم...| اینو فعلا نمیدونم از کی باشه..

۳_وقتی میفهمی دوست پسرت...| مافیایی...شاید کمی خشن...آدم کشی داره...| تهیونگ

۴_وقتی میدزدتت و...| مافیایی...کمی خشن...عمارتی...| تهیونگ

۵_وقتی ندیمه ی عمارت میشی..| بازم کمی خشن😂.....عمارتی....ارباب و ارباب زاده و...| ته ته

۶_وقتی به زمان چوسان میری و تو قصر..| شاهزاده و اینچیزا....زمان چوسان...وایب قدیم میدهد😂| این از همه ی اعضاست

۷_وقتی دوستت بود و آیدل شد!...| این..نمیدونم..عاشقانه...و اولاش مدرسه ایه...| تهیونگ

۸_وقتی خواننده هستی و با اون همکاری میکنی..| هم ا.ت و هم اعضا آیدل هستن...خوانندگی شاید توش باشه..| یا کوک یا ته ته

۹_وقتی رقاص بودی و توی آهنگش باهاش میرقصی و..|

۱۰_ وقتی قرار بود باهاش ازدواج کنی اما....| عمارتی.....شاید اینم مافیایی😂..| ته ته

۱۱_وقتی که عاشق شدی اما اون...| تو این رمان ا.ت شخص سومه...یعنی عاشق یه فرد اشتباه میشه..آیا بهش میرسه؟....اینجا ا.ت حسوده و مثل میونگ خودمون تو رمان بد بوی من تقریبا هستش...| تهیونگ...

۱۲_وقتی که مریض شدی و شانس زنده موندنت کمه و اون بهت خیا.نت میکنه | تقریبا برگرفته از سریال با شوهر من مری کن!..| تهیونگگگگگ

۱۳_وقتی که بازیگر بودین..| حال ندارم بنویسم...😂..معمولیه دیگه😂 | تهیونگ

۱۴_وقتی که پدراتون دشمن مافیایی بودن..| همونایی که اون قبلیا دارن | تهیونگ

۱۵_وقتی دوتاشون عاشقتن..| مدرسه ای...نمدونم | ته ته و کوکی

۱۶_وقتی روباه نه دم...| فانتزی...| تهیونگ

حال کنین چه موضوعایی گفتم😎....همین الان همشو نوشتم اگه بازم به ذهنم رسید اضافه میکنم پس هر دفعه این پست رو چک کنید..سنجاقش میکنم تا گمش نکنید..♡
●نپرسید چرا همش رمان ها از تهیونگه چون قوه تخیلم فقط با ته هستش و تهیونگ هم ایز مای بایس (: و اینکه تک پارتی هام رو از همشون مینویسم....در آینده..■
خب دیگه بای..♡
دیدگاه ها (۴۶)

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟻| چرا ناراحتی؟صبح روز بعد، حیاط دانشگاه شلوغ‌تر ...

True Love②③فردا(شب) تهیونگصدای زنگ در رو شنیدمو رفتم در رو ب...

سناریو مایکی پارت۶

معرفی اولین فیکمون

《برادره ناتنیم》(پارت ۶)ویو ا/ترفتم یک کراپ و دامن تن کردم رف...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

My Boy❄

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶⁴چند ثانیه هیچ‌کس چیزی نگفت.همه به ا/ت خ...

فیک تهیونگ عشق اجبار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط