{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام بر شاه بانو خانم حضرت رقیه س

سلام بر شاه بانو خانم حضرت رقیه س

خودم را می‌کِشم سویت دو پایِ ناتوان را نَه
غمم از یاد بُردم   طعنه‌های کودکان را نَه😭
سرِ تو رفت و قولت نه   یقینم بود می‌آیی
به عمه صبر دادی  دخترِ شیرین‌زبان را نَه
تمام دختران خوابند زیرِ چادرِ عمه
یتیمت را ببر  سربارم  اما  عمه‌جان را نَه
خداصبرت دهد دیدی که می‌خندند بر وضعم
که بر هر زخم طاقت داشتم  زخم زبان را نَه
شنیدم غارتت کردند و عُریانت  به خود گفتم
که دزدان را نمی‌بخشم  خصوصا ساربان را نَه
حلالت می‌کنم ای تازیانه سنگ خاکستر
حلالت می‌کنم ای خار  اما خیزان را نَه
همینکه چوب می‌خوردی لبانم چاک می‌خوردند
به او گفتم بزن من را  ولیکن آن دهان را نَه
طنابی در تمام شهر دورِ گردنِ ما بود
فقط گفتم بکش مویم  ولی این ریسمان را نَه
گذشتم با مکافات از حراجیِ یهودی‌ها
من عادت داشتم بر درد ، درد استخوان را نَه
به من برمی‌خورَد ما سفره‌دارِ عالمی هستیم
بیاندازید سویم سنگ  اما تکه نان را نَه😭
اگرچه کودک و پیرش هولم دادند و مو کندند
پدر بخشیدم آنان را   ولی پیرِزنان را نَه

😭😭😭😭😭
.
دیدگاه ها (۷)

#ارباب‌سنگدل #پارت_30ویوی ا.ت : سرم درد میکرد صدایی تو گوشم ...

اسم : عشقی گمشده در تاریکی جنگل پارت ۱۶ (از زبان راوی) مکان ...

فیک جداناپذیر پارت ۵۲از زبان اتاز بغلش آروم جدا شدم و به چشم...

از دردهایم با تو میگویم پدرجاناز گوشواره از النگویم پدرجانتن...

فیک بخاطر تو پارت ۴از زبان اتیه نفر از نا کجا آباد اومد بیرو...

part.40.داشت می‌رقصید که دستش خورد به دست دنسر و زخم ی شدخان...

فیک جیمین:عاشقتم: پارت:۶

*پارت پنج*

بوسه مرگ "پارت ۴۰"ویو اتتمام مسیر تا عمارت، هیچ‌کس حرفی نزد....

رمان مافیا (لطفا گذارش نکنید)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط