پارت پنجماز زبان ملودی

پارت پنجم_از زبان ملودی

پارت پنجم_از زبان ملودی

ملودی هنگ کرده:

-مدیونی فکر کنی یکی از حرفاتو فهمیدم

الکس نفس عمیقی میکشه:

-بیخیال....

*الکس دور میشه و از کتابخونه میره*

ملودی:

-عجب آدمیه....چیز یعنی ومپایر.....تغریبا همه بچه های مدرسه خیلی عادی رفتار می‌کنند البته به جز اکیپ که این ومپایر هم توشه

*ملودی به اطرافش نگاه میکنه*

-خب از اونجایی که من قرار نیست شام رو برای کتاب خوندن از دست بدم پس پیش به سوی سالن ناهارخوری....اینطوری که توی برنامه بود راس ساعت ۹ شام پس هنوز چندساعتی وقت دارم....

*ملودی به سمت سالن مدرسه میره که توی راه یوری رو میبینه*

-یوتو؟یونا؟یور؟چی بودی؟!!

*یوری آرام به سمت ملودی برگشت و قهقهه زد*
یوری:

-یوری اسمیتم

ملودی لبخند:

-شرمنده اسمت یادم رفت

یوری قهقهه اش تموم میشه و لبخندی میزنه:

-خب نکنه الکس توی کتابخونه گذاشتت و رفت؟

ملودی با گیجی:

-اره....تو از کجا میدونی

یوری لبخندی میزنم:

-خب من و الکس از ۱۷ سالگی رفیق بودیم و الان حدودا ۱۰۰ سالی میشه رفیقیم دیگه اگه بعد ۱۰۰ سال نشناسمش به درد لای جرز دیوار میخورم

ملودی با تعجب:

-صد سال!!!!

یوری دوباره‌ میخنده:

-تعجب کردی چطوری توی صد سال تحملش کردم؟

ملودی:

-ناموسن بهت نمیخوره ۱۱۷ سالت باشه!

یوری پوزخند مغرورانه ایی میزنه:

-دیگه وقتی ی هیولا نامیرایی همینه دیگه...پوستم مثل هلو می‌مونه

ادامه دارد
#رمان #رمانتیک #کمیک #عشق
دیدگاه ها (۴)

۱۰ همه چیزا باید خوشمزه باشه ....اگر بدمزه باشه ...یا زیر ای...

وقتی دخترشی و از دستت عصبانی میشه...پارت¹۸:۳۰ دقیقه شبات که ...

𝐓𝐡𝐞 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐎𝐟𝐟𝐢𝐜𝐞𝐫 𝐉𝐞𝐨𝐧Part³[ساعت ۳:۰۰ ظهر]*بچه های وسایلش...

پارت هفت کوک: اون وقت چرا( عصبانی)یوری: چون باعث دردسر میشه ...

پارت۹که اون سوهیه پیکمی اومد پیششسوهی: ببین دختره ی هرزه دفع...

صبح میشه ساکورا پا میشه میره تو حال و میفهمه میزوکی رفته دست...

دروغ شیرین:)پارت 14.

سناریو توکیو ریونجرز ( اونا بعد اعتراف)

خب بچه ها من چون دیگهنمی تونم ادامه بدم خواستم که یه خلاصه ...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁶ویو میکا_____صبحِ روزِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط